(بوسه دردناک )
(بوسه دردناک )
پارت ۱۵
الکس بودن هر دیگه ای سمته حمام رفت بعد از در بستند به پشت اش تکیه داد آنلی زن احمقی بود تنها برای الکس چون عتماد اش زیاد بود تا حد مرگ اش ( واقعا داره ازش استفاده میکنه هرچی بهش میگه باور نمیکنه نمیکنه آخ مادر آخ از دست تو چیکار کنم ) بعد از شستن دست و صورت اش از اتاق خارج شد با اتاق خالی مواجه شد بهتر بود که زود تر از این خونه بره پنهان ببره به بیمارستان برود تنها با پوشیدن استایل پوشیده بدنش را از چشم های گرگ ای که تشنه به خونش بود قائم میکرد
به آرامی از اتاق روبه رو اتاق خودش خارج شد لبخندی رو لب هایش نقش بست از وجود این فرد به شدت خوشحال بود
دکمه ای که رو سویج ماشین بود را فشار داد بلافاصله صدا اشنا به گوش الکس مورد و راحت میتوانست سوار ماشین بشه
جی هوانگ: الکس !
الکس کلافه زل زد بهش و دست به سینه ایستاد
الکس : بله بفرمایید
جی هوانگ وقتی به الکس رسید درست روبه رو اش ایستاد عصبانیت را از چشم هایش میشد خوند نگذاشت سکوتی بین آن ها ایجاد شه
جی هوانگ: الکس تو به آنلی چی گفتی
جی هوانگ گفت و منتظر الکس ماند .. تا جواب سوالش را بگه ..
الکس بعد از کلی پروی و بداخلاقی گفت
الکس : خب چی گفتم راستشو گفتم دیگه مگه تو ازض استفاده نمیکنی ها
درست همین حرف کافی بود تا جی هوانگ به شدت عصبی شود و محکم گردن الکس را گرفت و به پشت هدایتش کرد به شدت بهش نزدیک شده بود تا حدی که الکس نمیتوانست نفسی بکشد ..
جی هوانگ: داری منو به بازی میگیری آره
تنها در آن مکان سرد و بیکس الکس بیشتر زجر میکشید و آن دست ای که دور گردن دخترک چسپیده بود زیر لبی سپس غرید
جی هوانگ: تا وقتی دهن خرگوش بسته باشه گرگ نزدیکش نمیشه
الکس پا اش را بلند کرد و محکم وست پاهای جی هوانگ ضربه زد که باعث عقب رفتن جی هوانگ از آن دختری که حالا زیر تنگی نفس کم کم سر خورد روی زمین افتاد تند تند نفس میکشید و از ریه هایش کمک میخواست تا نفس کشیدن اش بهتر شود جی هوانگ به آرامی دستش را روی جای لگد دخترک گذاشت و پفی از میان لب هایش کشید ...
جی هوانگ: خ.....دا لعنت...ت کنه
الکس وقتی آن هوا وارد ریه هایش شد و همین توان زیادی بود که روی پاهایش وایسته
پارت ۱۵
الکس بودن هر دیگه ای سمته حمام رفت بعد از در بستند به پشت اش تکیه داد آنلی زن احمقی بود تنها برای الکس چون عتماد اش زیاد بود تا حد مرگ اش ( واقعا داره ازش استفاده میکنه هرچی بهش میگه باور نمیکنه نمیکنه آخ مادر آخ از دست تو چیکار کنم ) بعد از شستن دست و صورت اش از اتاق خارج شد با اتاق خالی مواجه شد بهتر بود که زود تر از این خونه بره پنهان ببره به بیمارستان برود تنها با پوشیدن استایل پوشیده بدنش را از چشم های گرگ ای که تشنه به خونش بود قائم میکرد
به آرامی از اتاق روبه رو اتاق خودش خارج شد لبخندی رو لب هایش نقش بست از وجود این فرد به شدت خوشحال بود
دکمه ای که رو سویج ماشین بود را فشار داد بلافاصله صدا اشنا به گوش الکس مورد و راحت میتوانست سوار ماشین بشه
جی هوانگ: الکس !
الکس کلافه زل زد بهش و دست به سینه ایستاد
الکس : بله بفرمایید
جی هوانگ وقتی به الکس رسید درست روبه رو اش ایستاد عصبانیت را از چشم هایش میشد خوند نگذاشت سکوتی بین آن ها ایجاد شه
جی هوانگ: الکس تو به آنلی چی گفتی
جی هوانگ گفت و منتظر الکس ماند .. تا جواب سوالش را بگه ..
الکس بعد از کلی پروی و بداخلاقی گفت
الکس : خب چی گفتم راستشو گفتم دیگه مگه تو ازض استفاده نمیکنی ها
درست همین حرف کافی بود تا جی هوانگ به شدت عصبی شود و محکم گردن الکس را گرفت و به پشت هدایتش کرد به شدت بهش نزدیک شده بود تا حدی که الکس نمیتوانست نفسی بکشد ..
جی هوانگ: داری منو به بازی میگیری آره
تنها در آن مکان سرد و بیکس الکس بیشتر زجر میکشید و آن دست ای که دور گردن دخترک چسپیده بود زیر لبی سپس غرید
جی هوانگ: تا وقتی دهن خرگوش بسته باشه گرگ نزدیکش نمیشه
الکس پا اش را بلند کرد و محکم وست پاهای جی هوانگ ضربه زد که باعث عقب رفتن جی هوانگ از آن دختری که حالا زیر تنگی نفس کم کم سر خورد روی زمین افتاد تند تند نفس میکشید و از ریه هایش کمک میخواست تا نفس کشیدن اش بهتر شود جی هوانگ به آرامی دستش را روی جای لگد دخترک گذاشت و پفی از میان لب هایش کشید ...
جی هوانگ: خ.....دا لعنت...ت کنه
الکس وقتی آن هوا وارد ریه هایش شد و همین توان زیادی بود که روی پاهایش وایسته
- ۱۸.۸k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط